پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

80

سقوط اصفهان ( فارسى )

اللّه گسترده بودند ، تا وى در راه خويش به قم ، بتواند سوار بر اسب خود در كاشان از روى آنها عبور نمايد . 48 - امان اللّه چون با سپاه خويش [ بر كنار ] شهر قم رسيد نتوانست بدان شهر درون شود . چه قميان با نيروى [ مسلح ] به مخالفت آنها برخاستند . بدين سان قم را همچنان بگذاشتند و به سوى ساوه به جلو شتافتند . در آنجا با 6000 تن سپاهيان ايران برخوردند ، كه لشگرگاه ساخته بودند . لشگريان ايرانى چون افغانان را نزديك ديدند ، راه فرار در پيش گرفتند . افغانان همچنان ساوه را نيز بگذاشتند و جلوتر شتافتند . چون شاهزاده در قزوين شنيد كه افغانان از ساوه گذاشته‌اند ، نخواست كه بيشتر در آنجا بماند و بزنگان ( زنجان ) گريخت . « 1 » 49 - چون افغانان به قزوين نزديك شدند ، اهالى شهر خرد و كلان با سنج و دهل ( موسيقى كذا ) براى پذيرايى و تهنيت آنان بيرون شدند و با حشمتى تمام ، در حالى كه در زير سم اسبان امان اللّه و سپاهيانش قالىها گسترده بودند ، آنان را به شهر درآوردند و هر كس را فراخور مقام خويش منزل دادند .

--> انداز ) زرى . كه سخت گران بها است . ( 1 ) - طهماسب ميرزا ، كه در 14 صفر ( مطابق 14 نوامبر ) در قزوين خود را شاه خوانده بود ، چندان كوشش و جوششى از خويش براى جمع‌آورى سپاه و حمله بر افغانان ابراز نداشت . بر عكس وى و سردارانش ، بجاى فراهم آوردن لشگر براى استخلاص اصفهان ، دل بعيش و عشرت نهادند . در كار خويش اين شاهزاده چندان بىدانش و فرهنگ ، بود كه چون زمستان نزديك آمد ، بىآنكه بيانديشد محمود ، بناچار بسوى وى عطف عنان خواهد نمود سپاهيانى كه نزد وى بودند مرخص نمود و چون امان اللّه راه به دو نزديك كرد به زنجان بگريخت و از آنجا رهسپار تبريز گشت . رجوع كنيد به كتاب زبدة التواريخ محمد محسن ورقه b 210 و كلراك ( Clairac ) جلد 2 ، ص 27 .